رفتن به محتوای اصلی

قهر ولبخند مادری

چندخط شوخی با مادر عزیزتر از جان
قهر ولبخند مادری

مادر همان کسی‌ست که اگر قهر کند، قهرش هم بوی محبت دارد؛  

چندخط به بهانه روز مادر

مادر، موجودی‌ست که انگار کارخانه‌ی عشق و شوخی را با هم اداره می‌کند.  
وقتی سرما می‌خوری، به جای نسخه‌ی دکتر، با اعتماد به نفس می‌گوید: «یک استکان چای نبات، همه‌چیز درست می‌شود!»  
وقتی غذایت را نمی‌خوری، با اخم می‌گوید: «نخور، به درک!»  
اما همان شب، قابلمه‌ی تازه‌ای روی اجاق می‌گذارد تا مبادا شکمت خالی بماند.  

مادر همان کسی‌ست که اگر قهر کند، قهرش هم بوی محبت دارد؛  
سینی غذا را پشت در می‌گذارد، بی‌آنکه غرورش را خرج کند.  
اگر دعوا کند، دعوایش هم با دل‌سوزی قاطی می‌شود؛  
و اگر بخندد، خنده‌اش مثل چراغی‌ست که همه‌ی خانه را روشن می‌کند.  

اوست که همیشه می‌گوید: «ازدواج کنید بروید، من خودم بلد هستم چه کنم.»  
ولی همین که خانه‌ات جدا شد، دلش هر روز تنگ می‌شود،  
مثل مأمور ویژه، همه را یک دور کنترل می‌کند،  
از احوال تک‌تک خبر می‌گیرد،  
و با هزار بهانه‌ی ریز و درشت، قابلمه را روی اجاق می‌گذارد،  
غذا می‌پزد، و همه را دور هم جمع می‌کند؛  
انگار آشپزخانه‌اش ستاد فرماندهی عشق و دلتنگی باشد.  

روز مادر، روز همان زنی‌ست که حتی اخمش هم بوی مهر می‌دهد،  
و حتی «کوفتش» هم طعم محبت دارد.  
روز مادر مبارک .

دسته بندی